دریک نگاه ساختاری به هر انقلابی:سه بخش مجزا و رکن اساسی قابل درک است که شالوه و دوام و بقاء انقلاب ها به چگونگی هریک از اینها؛ به انضمام میزان و چگونگی تعامل این ارکان با یکدیگر دارد. در طول تاریخِ بسیاری از جنبش ها و خیزش های اجتماعی و سیاسی به وقوع پیوسته است
دریک نگاه ساختاری به هر انقلابی:سه بخش مجزا و رکن اساسی قابل درک است که شالوه و دوام و بقاء انقلاب ها به چگونگی هریک از اینها؛ به انضمام میزان و چگونگی تعامل این ارکان با یکدیگر دارد. در طول تاریخِ بسیاری از جنبش ها و خیزش های اجتماعی و سیاسی به وقوع پیوسته است که مطالعات به عمل آمده در راستای میزان موفقیت و تداوم راه برای رسیدن به اهداف آنها، بیانگر آن بوده که شرایط حاکم بر این سه مولفه در ابعادِ ماهیت و تعامل آنها با یکدیگر، در سرنوشت انقلاب تاثیر داشته است. به طور مثال؛ با نگرش به نهضت امام حسین علیه السلام، ملاحظه می شود: مردم نه تنها در باورها و ایدئولوژی دچار تفرقه شدند، بلکه درعملکردها و رویه ها نیز اختلاف پیداکردند. در نتیجه جایگاه رهبری نیز که متکی به سرچشمه های وحی و امامت بود، به جایی رسید که امام حسین علیالسلام برای جبران این کوتاهی و ندانم کاری مردمی و بقاء دین، جان و مالِ خویشتنِمقدس و اولاد و اصحاب را قربانی راه حق کرد. لذا بایستی گفت: آن چیزی که به خمیر مایه و محتوای این سه عنصر یکپارچگی می بخشد؛ وحدت و یگانگی میان اینها است.
خداوند متعال در قرآن می فرمایند: و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم (و بسان آنانکه پراکنده شدند و پس از آمدن دلیل های روشن الهی، اختلاف کردند، نباشید «زیرا» برای آنان عذابی بزرگ خواهد بود)[۲]. اگر در مفهوم آیه مبارکه فوق دقت شود؛ هر سه عاملِ رهبری، ایدئولوژی و مردم درآن نهفته است. به عبارت دیگر چکیده و عصاره آیه مذکور، بیانگر اصل “وحدت” است. و این اصل نیز بدون در نظر گرفتن اتحاد و یکپارچگی میان سه رکن یاد شده در هر انقلابی، مفهوم خود را از دست خواهد داد. از اینروست که سعی می شود، طی مبحثی مختصر و به مناسبت این که ایام پر فروغ دهه فجر پیش روست، نقاط قوت انقلاب اسلامی ایران از با توجه به مولفه های رهبری،
مردم و ایدئولوژی مورد تحلیل قرار گیرد.
الف) رهبری انقلاب اسلامی ایران: یکی از راه های درک عظمت انقلاب اسلامی توجه به ریشه آن در ابعاد رهبری است. تاریخ سیاست و حکومت در اسلام با گذر لحظاتی از عروج ملکوتی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله با نشستی هدف دار و جدایی طلبانه در سقیفه بنی ساعده به انحراف کشیده شد. با همین رویکرد بود که خلافت در جهان اسلام به جای امامت نشست. با اندکی تدبر و تفکر، ملاحظه می شود که در دوران سه خلیفه اول مسلمین دوگانگی در فرهنگ سیاسی اسلام به صورت عمیقی رقم خورده و نهادینه گردید. به گونه ای که در ادامه جریان های تاریخی زمینه سازی حکومت های جبّار و فاسدی چون بنی امیه و بنی عباس فراهم گردید. جالب توجه است که با گذشت زمان، تفرقه و چند دستگی و شکاف در جهان اسلام به صورت بارزی نشو و نما کرد و نگرش به حکومت و سیاست از بعد الهی و تقدس به بعد مردمی صرف و مادی در نزد اصحاب خلافت تنزل کرده و رهروان شیعه نیز که پرچمدار راه ولایت و حکومت اصیل اسلامی بودند، به انزوا کشیده شده و در اقلیت باقی ماندند. در هر دو مذهب اهل سنت و شیعه – ضمن اینکه با یکدیگر اختلاف عمیقی در شیوه های حکومتی داشتند – تفرق، جدایی و اختلاف سلیقه ها در طول ۱۴۰۰ سال به اوج رسید. به عبارت دیگر؛ سیاست و حکومت در جهان اسلام، از ابتدا ضمن اینکه مسیر انحرافی را طی کرد، شکاف در این انحراف افزایش پیدا کرده و رهبری در جهان شیعه نیز ضمن مظلومیت، دچار تعابیر و برداشت هایی از سیاست و حکومت گردیده که این برداشتها به گونه ای نبوده که انسجام و اتحاد قدرتمندی را برای جهان شیعه در برداشته باشد.
به طور کلی چنانچه ملاحظه می شود در طول تاریخ اسلام شخصیتها و نظریه پردازان نخبه ای بودند، ولی نه تنها سرمایه رشد و شکوفایی عملی و مستقل در حکومت و سیاست اسلامی محسوب نشده اند، بلکه در مواقعی نیز موجب پسروی شده اند. به طور مثال؛ فارابی در مدینه فاضله خویش صفات و ویژگی هایی برای رهبر مطرح کرده و علم سیاست را علمی مدنی معرفی نموده و اهداف رهبر را تامین سعات قلمداد نموده و یا خواجه نظام الملک طوسی که نظریه “شاهی آرمانی” را با ویژگی های عریض و طویل مطرح کرده و به حاکم فرّه ایزدی بخشیده است. لذا هیچکدام نتوانسته است انسجام و اتحاد پیروزمندانه و نجات بخشی را به وجو بیاورد. افرادی نیز مانند امام محمد غزالی بودند که خلافت را به حکم شرع و بلکه نه به حکم عقل ضروری دانسته است، که امروزه برخی اندیشمندان وی را به اینکه؛ نظریات او موجب نفوذ در آراء صوفیه و تبرئه آنها شده و رنگ خاصی به جهان اسلام بخشیده و عقلانیت مسلمانان را در مسیری قرار داده که موجد تمایز جهان اسلام و بقا غرب امروزی گردیده؛ متهم می کنند[۳].
همین اوضاع ادامه داشت تا اینکه اوج و شکوفایی اندیشه های سیاسی در اسلام و تحرک و پویایی آن در دوره نهضت مشروطیت ایران، به منصه بروز رسید. در این دوره نیز ملاحظه می شود که رهبران نهضت از وحدت رویه کاملی برخوردار نبودند. به طوریکه مشروطهی مشروعه خواهان به رهبری شیخ فضلاله نوری (ره) بود، با تمام هراس و واهمه، از نفوذ افکار جدید و لیبرالی نگران بودند و دستهای دیگر از رهبران مشروطیت در تهران، نظیر آیت اله نائینی (ره) پیگیر مشروطیت (مشروطیت خواه) بودند و علمای نجف هم که مهمترین آنها مرحوم آخوند خراسانی و سید محمد کاظم یزدی بودند؛ چندان دید موافق و یکپاچهای باهم نداشتند. بنابراین ملاحظه می شود که به تدریج سیاستگذاری کشورهای غربی از همین خلاء یکپارچگی به عنوان فرصت استفاده کرده و با نفوذ به صاحبان تفکرات لیبرالی و تحت تاثیر قرار دادن نخبه های این عرصه در کشور اهداف نهضت را مورد هدف قرار دادند که در نهایت به پیدایش سلطنت پهلوی منجر شد. به عبارت دیگر با مطالعه تاریخ اسلام در طول چهارده قرن گذشته به این نتیجه می رسیم؛ تنها رهبر سیاسی که در این مدت توانست با توسل به ماهیت اصیل اسلامی و نظریهای کارآمد و پویا تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه؛ انسجام و یکپاچگی دیرپا و مقاومی را در میان مردم ایران ایجاد بنماید، حضرت امام خمینی (ره) بود. چراکه جنبشهای اسلامی بسیاری در طول تاریخ؛ به ویژه قرون معاصر مانند جنبش شاه ولی در هند، جنبش سنوسی در لیبی و مهدی سودانی بوده اند که با عزمی راسخ و تلاشی جدی و از خود گذشتگی بسیار نشو و نما پیدا کردند. ولی سرانجام بنا به دلایلی از جمله ضعف در رهبری، موفقیت لازم و کافی را به دست نیاوردند. اینجاست که اهمیت و عظمت رهبری امام (ره) خود نمایی می کند. به عبارت دیگر در اوصاف رهبری حضرت امام خمینی(ره) می توان گفت: «ایشان از نظر عناصر تکوین دهندهی شخصیت، از واقعیاتی برخوردار است که در رهبری عظیمی که خداوند برای او مقدر کرده است، بسی در خور و شایسته است. جامعیت امام خمینی(ره) در علوم اسلامی، تهذیب نفس و… شناخت تعهد و مسئولیت، شناخت جامعه و مشکلات آن، حضور در کنار بشریت و دردها و مشکلات بشری، نفرت بیکران از ظلم و ظالم، قدرت نفس و ابراز شخصیت در برابر جباران، هوش بیکران در شناخت دسیسه ها و نیرنگ ها، قطع علاقه از هر چه غیر از حکمت و حقیقت است و… که خداوند برای این برهه از تاریخ اسلام و حفظ دین و دفاع از حقوق محرومین، حضور این انسان بزرگ را در حیات بشری خلق کرده است[۴]». و یا به عبارتی دیگر می توان گفت: «یکی از ویژگی های بارز امام(ره)، این بود که: نقش رهبری ایشان از منظر سیاسی در انقلاب اسلامی که در تاریخ سابقه ندارد، موقعیت های برجسته امام(ره) را به عنوان یک استاد ممتاز و فیلسوف و یک عارف تحت الشعاع قرار داده است»[۵].
ب) ایدئو لوژی انقلاب اسلامی: ایدئولوژی در هرحال موتور حرکت و انگیزه و چراغ راه هرانقلابی است. ایدئولوژی آرمان بخش بوده و ایجاد انرژی برای انقلابیون می نماید. به همین دلیل است که ماهیت نهضت و اینکه هر انقلابی از چه سرشتی برخوردار است؛ ایدئولوژی در آن نقش اساسی ایفامی نماید. به طوری که؛ پس از انقلاب فرانسه مرام و ایده حاکم بر جامعه اروپایی تحت تاثیر این انقلاب، به سمت و سوی تفکرات اومانیستی و انسانیت محور و آوردن اصالت ها و ارزش های الهی ازآسمان به زمین و بردن ارزش های انسانیت محور تا مرز آسمان؛ نشو و نما پیدا می کند؛ و عقل و عقلانیت محوری در فرایند این انقلاب، جایگزین تمام قامت ایمان در اروپا گردید. این وضعیت ناشی از حاکمیت ایدئولوژی اومانیستی بر انقلاب و رهبران آن در فرانسه بود. به عبارت دیگر همانطور که ایدئولوژی در فرایند پیروزی های انقلاب به صورت طبیعی موثر است. رهبر هر انقلابی نیز در شکلگیری، تدوین، بقاء و دوام و اثرات ایدئولوژی موثر است. “یعنی یکی از وظایف مهم رهبری؛ تدوین و ارایه ایدئوۀوژی است[۶] “. پس ماهیت و رهبری هر انقلابی تاثیر آشکاری بر شرایط و حوادث حین و پس از وقوع انقلاب به جای می گذارد. ضمن اینکه هر ایدئولوژی در فرایند انقلاب برای برخورداری از مقبولیت وسیع اجتماعی، باید نقش دربرگیرندگی ارزش ها و هنجارهای موجود در جامعه را ایفا نماید که رهبری انقلاب نیز در این زمینه نقش اساسی دارد.
با نگرش به این جنبه از ایدئولوژی و نقش آن در پیدایش و تکوین انقلاب اسلامی، بایستی اذعان داشت که این انقلاب در مقایسه با سایر انقلاب ها از یک ایدئولوژی خاصی برخوردار بوده است؛ به گونه ای که، علاوه بر تاکید بر جنبه های خاص؛ یعنی تشکیل جمهوری اسلامی و با حاکمیت ولایت فقیه، نه تنها؛ نقاط مثبت ایدئولوژی انقلابهایی مانند انقلاب فرانسه؛ از جمله آزادی، برابری، استقلال و توسعه را دربر دارد، بلکه در ایدئولوژی انقلاب اسلامی طرح و راه جدیدی به ملت های تحت ستم جهان برای کسب استقلال و رهایی از سلطه قدرت های جهانی و ساختن جامعه ای آزاد و توسعه ارائه گردیده است. «در این میان، کسب استقلال که از عناصر مهم تشکیل دهنده ایدئولوژی انقلاب اسلامی است، یک پیش شرط لازم برای دستیابی به جامعه آرمانی مورد توجه انقلاب اسلامی بوده و واضح است که قدرت های جهانی که جای پا و منافع اقتصادی و راهبردی خود را با این انقلاب از دست داده اند، با تمام قدرت با آن به مبارزه برمی خیزند؛ به طورکلی، ایدئولوژی انقلاب اسلامی یک ایدئولوژی درونزا، از نظر فرهنگی اصیل، از نظر همراهان بسیار فراگیر و دربرگیرنده اکثر قریب به اتفاق مردم بوده است[۷]». به گونه ای که در ایرانِ سالِ ۱۳۵۷ ، همزمان؛ سه ایدئولوژی ناسیونالیسم، مارکسیسم – لنینیسم و اسلام حضور داشت که اسلام با برخورداری از برتری های ذکر شده بر سایر ایده ها تفوق و برتری پیدا کرد. استکبار جهانی؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به رغم تبلیغات و امکانات وسیع؛ در راستای ترویج نگرش های لیبرال دموکراسی (علاوه بر موارد یاد شده)، تا به امروز حریف آرمان های انقلاب اسلامی نشده است.
ج) نقش مردم درانقلاب اسلامی: یکی از مسایل مهم و حیرت آوری که توجه اکثر تحلیل گران امور سیاسی و انقلاب های جهان را به خود جلب کرده و ناظران بین الملی را به خود مشغول کرده است. این واقعیت و حرکت بود که چگونه ممکن است به نا گهان آحاد مردم ایران به صورت همزمان و هم رای و هماهنگ برای رسیدن به حرکتی هدفمد و مشترک، قیام کردند و به صورت هم صدا خواستار تحول و تطور اساسی درکشور یعنی سرنگونی رژیم شاهنشاهی شدند. چراکه پیروزی یک انقلاب مستلزم عزم راسخ و حرکت جمعی مردم در سطوح و طبقات مختلف می باشد. زیرا غالب حرکت های انفرادی در طول تاریخ برای تغییر وضع موجود به سرانجام نرسیده است. اگر اندکی دقت شود؛ ملاحظه می گردد که حتی حرکت انبیای عظام الهی نیز بدون حضور مردم در صحنه و نقش آفرینی و پشتیبانی آنها بود، به سر منزل مقصود نمی رسد. در این رابطه خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید می فرماید: ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و به آنها کتاب ( آسمانی ) و میزان ( شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه ) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و… ، یعنی به عبارت واضح تر؛ خداوند در این آیه نقش مردم را در پیروزی رسالت پیامبران نسبت به برپایی قسط و عدالت به صورت محوری و عاملی اساسی و موثر قلمداد فرموده است. پس آیه فوق خود مردم را مورد خطاب قرار داده و آنها را مسئول دانسته است، لذا این امر بیانگر اهمیت نقش مردمی است. بنابراین مردم نقش بسیار تعیین کننده ای در پیروزی و پاسداری از انقلاب داشتهاند.
امام علی(علیهالسلام) نیز در خطبه ۱۱۲ نهج البلاغه می فرمایند:« همانا که شما براساس دین خدا که آیین فطرت است با یکدیگر برادر و پیوسته هستید و تنها ناپاکی های درونی و انگیزه های زشت موجب تفرقه و جدایی میان شما شده است که در نتیجه تعاون و همیاری، نصیحت، بذل، بخشش، دوستی و محبت از میان شما بر خاسته است. همچنین فتنه ها و هوس ها که انسان ها باید از آن به دور باشند تا باعث اختلافات نشود و باید از به وجود آمدن آن جلوگیری کنند[۸]».
د) نتیجه گیری و تحلیل: با توجه به موارد فوق؛ همانطور که اشاره شد، در انقلاب اسلامی ایران پیوند سه عامل رهبری، ایدئولوژی و مردم، منجر به براندازی نظام طاغوت و ایجاد یک نظام مردم سالاری بر مبنای دین مبین اسلام و شروع یک حرکت جدید برای ابراز وجود در مجامع بین المللی و رسیدن به اهداف و شعائر انقلاب اسلامی شد.
امروزه عظمت و شکوهمندی انقلاب اسلامی در سایه هماهنگی و همسویی و وحدت رویهی موجود میان این سه عنصر؛ به درجه ای از اوج خود رسیده است که استکبار جهانی و در راس آن آمریکا نظام جمهوری اسلامی ایران را پس از خود، تنها قدرت جهانی برسر راه حکومت ظالمانه خویش می بیند. در مصادیق این بحث همانا مقایسه مکرر آمریکا، جمهوری اسلامی ایران را با نظام شوروی سابق؛ از لحاظ قدرت و تهدید علیه خویش است.
اما با توجه به هجمه های اخیر آمریکا علیه نظام ج.ا.ا در ابعاد جنگ نرم (اقتصادی و «نظر یه مقام معظم رهبری در رابطه اقتصاد مقاومتی»، فرهنگی و…) و اهمیت توجه به پشتوانه مردمی انقلاب در ابعاد سبک زندگی اسلامی و نقش توجه به ارزش های اسلامی در مبارزه با فرهنگ منحط غربی در زمینه ارزشهای غربی درحوزه های اقتصادی، فرهنگی و.. ، ضرورت دارد: در اینجا یک نتیجهگیری و استنتاج و تاکید دیگری بشود. چراکه به نظر می رسد توجه به این امر و در دستور کار قرار دادن عملِ به آن، در وضعیت حساس کنونی – که کشورهای غربی و آمریکا علیه نظام ج.ا.ا می باشند – نوعی جهاد اکبر است.
همانطور که در بالا نیز اشاره شد؛ درست است که وجود این سه عنصر برای پیروزی و تداوم راه هر انقلابی بسیار مهم است، اما علاوه بر آنها، یک عامل مهم و پیوند دهندی میان این عناصر تحت عنوان “وحدت و اتحاد” اعم از یگانگی در هدف و ایدئولوژی و آرمان ها وجود دارد. به گونه ای که اگر میان رهبران انقلاب و مردم و در بین آحاد و طبقات مختلف مردم وحدت وجود نداشته باشد؛ هیچ انقلابی به سر منزل مقصود نمیرسد. وحدت به قدری مهم است که در میان اهداف نهضت امام حسین علیه السلام، مسئله “اتحاد مردم”؛ مهمترین هدف قلمداد گردیده است[۹]. در اهمیت اتحاد همین بس که؛ حضرت موسی علیه السلام وقتی پس از چهل روز از کوه طور برگشت و ملاحظه کرد که مردم گوساله پرست شده اند؛ به برادر خود هارون گفت: چرا مردم را نهی از منکر نکردی؟ طبق سوره طه، آیه ۹۴ ؛ قرآن می فرماید: قال یابنؤم لا تاخذ بلحیتی ولا براسی انی خشیت ان تقول فرقت بین بنی اسرآئیل ولم ترقب قولی. یعنی هارون گفت: ای پسر مادرم ریش و سر مرا نگیر، من بیم داشتم، تو بگویی که میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی و رعایت گفتار مرا نکردی. بنابراین معلوم می شود که موسی علیه السلام از شدت غضب و خشم، موی سر و ریش هارون را گرفته تا او را تنبیه کند، اما هارون می گوید: من اگر می خواستم از گوساله پرستی آنها ممانعت کنم ، جز عده اندکی از من پیروی نمی کردند و در نتیجه وحدت کلام بنی اسرائیل از بین می رفت و میانشان دو دستگی می افتاد و چه بسا کار به کشت و کشتار می کشید و من به یاد سفارش تو افتادم که مرا فرمان اصلاح دادی و لذا ترسیدم که بگویی: تو فرمان مرا گوش ندادی واز امر من پیروی نکردی و میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی. و اینجاست که ملاحظه می گردد؛ اهمیت اتحاد مردم و حفظ آن به قدری مهم است که حتی برای محافظت از وحدت در میان مردم؛ حفظ اتحاد در کنار خدا شناسی قرار می گیرد، و هارون ترجیح می دهد وحدت را به هر قیمتی حفظ کند[۱۰]. پس باید گفت:
وحدت و اتحاد و حفظ آن میان مردم و پیروی از آرمان های انقلاب اسلامی در هر شرایطی چیزی است که: امروز انقلاب اسلامی برای مقابله با استکبار جهانی، بیش از هر عاملی به آن نیاز دارد
[۱] – مدرس دانشگاه پیام نور
[۲] – آل عمران / ۱۰۵
[۳] – سید محمد موسوی؛ اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران: ص: ۱۵۵
[۴] – محمد رضا حکیمی؛ تفسیر آفتاب؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ ۱۳۵۷
[۵] – منوچهر محمدی؛ تحلیلی بر انقلاب اسلامی؛ انتشارات امیرکبیر، چاپ یازدهم ۱۳۸۴
[۶] – همان ص، ۱۱۱
۶- http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View ملکوتیان مصطفی
[۸] – انما انتم اخوان علی دین الله، ما فرق بینکم الا خبث السرائر وسوء ضمائر فلا توارزون ولا تناصحون ولا تباذلون ولاتوادون
[۹] – سخنرانی حجت الاسلام دکتر عابدی
[۱۰] – همان سخنرانی
نظرات بسته شده است.