آنچه مسلم است یکی از ویژگی ها و شاخص های بارز امپریالیسم از قرن 16 میلادی تا به امروز مفهوم "سلطه" است. به عبارت دیگر مطالعه ماهیت و عملکرد کشورهای امپریالیستی از گذشته تا کنون و امروز در راس آنها، آمریکا ما را به این نتیجه می رساند که راهبرد این کشورها در تعامل با جهان سوم در هر زمینه ای اعم از مسایل سیاسی، اجتماعی و... مبتنی بر حفظ سلطه خویش بوده است. یعنی هر چند که کشورهای جهان سوم صاحبان منابع اولیه برای به حرکت درآوردن چرخ های صنعت و فناوری غربی بودند ولی خودشان کمترین بهره از این موضوع برای کسب جایگاه مستقل در دنیا بردهاند و الباقی مسایل هم همینطور ... . یا اینکه در حوزه فرهنگ و تمدن؛ هر چند که بسیاری از این کشورها مانند مصر و ایران خود مبدا و بنیانگذار بخش عمدهای از تمدن بشری بودند ولی تدابیر سلطهآمیز امپریالیستی مبنی بر واپسزنی و تحقیر این فرهنگها و رونمایی دستاوردهای فرهنگ غربی بوده و به هر ترتیب در این راستا تلاش کرده است .
ار
همین روست که کشورهای ابر قدرت و امپریالیستی طی تاریخ حیات خویش به ویژه در طول
دو قرن گذشته پای هیچ قرار دادی نشسته اند که نتیجه آن به
"برد – برد" ختم شود و یا حداقل کشورهای جهان سوم به صورت نسبی به حقوق خویش برسند. یعنی کشورهای امپریالیسم غربی به ویژه آمریکا همیشه در همه زمینه ها [حتی امور ورزشی] اراده کرده اند که ضمن تحقیر طرف مفابل تمامی منافع معنوی و مادی را به سمت خویش متوجه نمایند.
به همین انگیزه بود که طرح کشورهای قدرتمند غربی و در راس آنها آمریکا در رابطه با مذاکرات هستهای اولا توام با نقشه بسیار مطالعه شده قبلی بود و در ثانی برای رسیدن به این موضوع سناریوهای بسیاری را مطالعه کرده و حتی در طول سالهای گذشته برای براندازی انقلاب اسلامی ایران به عرصه آزمایش کشیدند. ولی موفقیتی حاصل نکردند. در حقیقت مذاکره هستهای آخرین برنامه امپریالیسم برای براندازی نرم علیه نظام جمهوری اسلامی بود که به لطف خداوند متعال و با عنایت امام زمان (عج) و هدایتهای مدبرانه مقام معظم رهبری و با درایت و تلاش شبانه روزی نمایندگان بینظیر ایران در این مذاکرات محصول کار از اهداف رهبران" 1+5 " چرخشی را انجام داد که باید گفت: "ایران بدون اینکه بمبی را بسازد انفجار اتمی نرمی را علیه غرب به منصه بروز و انفجار گذاشت". چراکه 6 کشور قدرتمند دنیا در یک طرف مذاکره و ایران در طرفی دیگر و پس از چندین ماه؛ نظر ایران به عنوان کشور جهان سومی تامین شود؛ در تاریخ معاصر بینظیر بوده و نشان از قدرت ایران است که بر اراده 1+5 تحمیل گردید. یعنی کشورهایی مثل کره شمالی، یوگسلاوی، لیبی، رواندا، سیرالئون، افغانستان و... در گذشته مشمول فصل هفتم منشور سازمان ملل شدند؛ ولی ایران با مذاکره به راه حل رسید
البته؛ نباید فراموش کرد که این نتیجه ناشی از نیاز امپریالیسم به پتانسیل ها و منابع قدرت ایران است. ولی رسم تدبیر و هوشیاری حکم میکند که خصم را دست کم نگیریم. زیرا یکی از استراتژیها و راهبردهای آمریکا در این حوزه آن است که ضمن دستیابی به منافع خویش از طریق مذاکره و دادن حقوق نسبی به ایران، پیوسته تلاش نماید با ایجاد تنگناها و ... ، ایران را از مسیر تعالی و توسعه حقیقی باز دارد.