جنگ گرانادا 1983
عملیات گرانادا در 25 ماه اکتبر سال 1983 یکی دیگر از مداخلههای بزرگ نظامی امریکا در دنیای خارج از خود بود. ماجرا این طور آغاز شد که سیا گزارشها و عکسهایی را در اختیار دولت امریکا قرار داده بود که نشان میداد گروهی از شبه نظامیان کوبایی پایگاه هوایی را در جزیره کوچک گرانادا در کاریبین ایجاد نموده و فعالیتهای رادیوی و تبلیغاتی وسیعی را در آن منطقه آغاز کردهاند. گزارشهای سیا نشان میداد که جزایر همسایه گرانادا از اقدامات شبهنظامیان کوبایی و عوامل گرانادا ناراضی هستند. امریکاییان تنها با این بهانه به عملیات نظامی علیه گرانادا اقدام کردند. آنان در حین اشغال گرانادا با هواپیمایی تبلیغاتی موسوم به ای.سی 130 برنامههای رادیویی را روی امواج کوتاه، اف.ام و ای.ام پخش کردند. افزون بر آن، اشغالگران امریکایی برنامههای تلویزیونی ویژهای نیز تهیه و پخش کردند. هرچند یک میکروفن زنده درون استودیو وجود داشت و چنین القا میشد که برنامه به صورت زنده پخش میشود، اما برنامهها بیشتر در ایستگاههای زمینی از سوی کارشناسان ارتش تهیه میشد.
رادیوی گرانادای آزاد نیز در 28 ماه اکتبر سال 1983، یعنی زمانی که یک دریادار امریکایی پیامها و استراتژی خاصی را برای عملیاتهای روانی پیاده کرد، فعالیت خود را آغاز نمود. به عقیده وی، برای حمایت از مأموریتهای نظامی و موفقیت در تأسیس یک حکومت جدید، استفاده از عملیات روانی روی گرانادا ضرورت انکارناپذیری بود. پس از رادیوی گرانادای آزاد، جرج کریست از طراحان عملیات روانی گروه گویندگان رادیو محلی را سازماندهی کرد تا از دولت موقت مورد تأیید امریکا حمایت کنند. در این مقاومتهایی که در برابر امریکا صورت گرفت، بسیار محدود بود. کارشناسان عملیات روانی امریکا با به کارگیری روشهای جنگ روانی و تبلیغاتی به زودی توانستند امنیت را در گرانادا ایجاد کنند.
در پایان سال 1993، کشور هائیتی، با یک بحران روبرو شد. به دنبال آن، موج عظیم پناهندگان به سوی پایگاه امریکا، در گوانتانامو سرازیر گردید. دولت کلینتون، رئیس جمهور وقت امریکا، در صدد برآمد تا از آواره شدن مردم هائیتی جلوگیری کند و افزون بر آن، از رئیس جمهور هائیتی، که به امریکا پناهنده شده بود استقبال کرد. گروه عملیات ویژه ارتش امریکا ـ آر.دی، که در طول عملیات طوفان صحرا، رادیو صدای خلیج را برای عراق راه انداخته بود و نیز به هنگام اشغال گرانادا و پاناما ایستگاههای رادیویی پیشین را در آنجا اداره کرده بود – به هائیتی اعزام شد. بخش دولتی امریکا از گروه چهارم عملیات روانی ارتش خواست تا برنامههای عملیات روانی را در هائیتی بر عهده گیرد. برنامههای رادیو آزادی در واشنگتن تهیه میشدند و سپس، با ماهواره برای هواپیمای مخصوص پخش برنامه رادیو سری ارسال میشد. رادیو آزادی فعالیت خود را از 15 ماه جولای سال 1994 روی فرکانس 1035 کیلوهرتز آغاز کرد. اهداف اولیه رادیو آزادی آماده کردن جزیره برای اشغال و مجبور کردن مردم هائیتی برای توقف مهاجرت به امریکا بود. سرانجام، رادیو آزادی با اشغال کامل هائیتی و باز گرداندن آریستید به قدرت، فعالیت خود را پایان بخشید. بررسیهای بعدی نشان داد که رادیو آزادی امریکا و تیمهای عملیات روانی آن کشور نقش زیادی در بازگرداندن دولت غیرنظامی هائیتی و جلوگیری از وقوع قتلعامهای گسترده؛ داشته است.
بوسنی 1995
نیروهای امریکایی که به نیروهای حافظ صلح در بوسنی پیوسته بودند و به شکلگیری یک دولت مستقل کمک میکردند، هم زمان با اقدامات نظامی، فعالیت تبلیغاتی خود را نیز آغاز نمودند. در ماه فوریه سال 1996 سرویس سخنپراکنی ارتش ایستگاههای رادیویی را روی فرکانس 1670 کیلوهرتز راهاندازی کرد. این ایستگاه پیش از آغاز فعالیت خود، در توزلای بوسنی، از سوی ای.بی.اس از نظر فنی مورد آزمایش قرار گرفت. این ایستگاه برای ارسال امواج کوتاه خود از موج 5 kw استفاده میکرد. در آغاز، این ایستگاه از فضا برنامه پخش میکرد، سپس، ایستگاه رادیویی به توزلا منتقل شد و روی امواج اف.ام، فرکانسهای 1143 و 1/100 کیلوهرتز برنامه پخش میکرد.
هدف ای.بی.اس آن بود که با تکیه بر پیامهای تهیه شده از سوی شبکههای رادیویی و تلویزیونی نیروهای امریکایی، از پرسنل خود در آن کشور پشتیبانی کند. در آغاز ای.بی.اس در پی انجام عملیات روانی نبود. اما همان گونه که رادیو اس.سی.ان در طول اشغال پاناما نشان داد، سرویس سخنپراکنی از عملیاتهای روانی این کشور نیز پشتیبانی میکرد. البته هر چند دقیقاً مشخص نیست که ای.بی.اس در توزلا چه قدر توانسته است از عملیات روانی پشتیبانی کند، اما آشکار است که نیروهای امریکایی در ویتنام به شکلهای مختلف، از جمله چاپ کتابها، مانند کتابهای خندهداری(که به کودکان در مورد خطرهای مینهای زمینی هشدار میدهند)، نیز به جنگ روانی میپرداختند. در سال آخر، حضور امریکا در بوسنی ایستگاهی رادیویی در این کشور تأسیس شد که روی امواج متوسط و اف.ام برنامه منتشر میکرد. بخشی از برنامههای عملیات روانی امریکاییها در بوسنی بود.
7)جنگ خلیج فارس
جنگ خلیج فارس، معنای جدید کاربرد رسانهها در عملیات روانی را به ارمغان آورد. برنامههای رادیو و تلویزیون، اعلامیهها و بلندگوها، کنترل قدرت حمله هوایی متحدان، انزوای عراق و گسیل شدن تعداد زیادی از سربازان عراقی را به صحرا به همراه داشت. یکی از مؤثرترین فنونی که در انتشار اعلامیهها در یک واحد خاص استفاده میشد، اعلامیه خبر بمباران منطقه در طول 24 ساعت آینده بود تا افراد برای جلوگیری از انهدام منطقه تسلیم شوند. بیش از 29 میلیون اعلامیه در چهارده موضوع مختلف در خطوط نظامی عراق منتشر شد و به دست 98% از 300 هزار سرباز مستقر در منطقه رسید.
گروه چهارم جنگ روانی برنامه صدای خلیج را با هدف ایجاد شبکه جنگ روانی در تاریخ 19 ژانویه 1991 آغاز کرد. این شبکه از اول ماه آوریل به طور دائم، با بیش از 210 ساعت برنامه زنده و 330 ساعت برنامه ضبط شده شروع به کار کرد. طی فعالیت این برنامه، 2072 موضوع خبری همراه با 189 پیام جنگ روانی مخابره شد. شبکه صدای خلیج فرستندهای پنجاه کیلوواتی را در ابوعلی و اجرای برنامههای عربستان سعودی را بر روی موج ای.ام 1134 راهاندازی کرد و فرستنده ده کیلووات ای.ام را برای اجرای برنامهای از عربستان صعودی بر روی موج ای.ام 1179 قرار داد. همچنین فرستنده یک کیلوواتی اف.ام را در کایی سوما قرار داد تا برنامهها را از عربستان سعودی بر روی موج اف.ام 5/87 منتشر کند. افزون بر آن، دو هواپیمای کماندو و سولوی ای.سی ـ 130 از گروه عملیات ویژه 193 هوابرد برنامههایی را بر روی موج ای.ام 690 و اف.ام 5/88 و 9/87 منتشر میکردند.
عراق در عملیات روانی رادیویی مانند دیگر جنگ های بزرگ از یک زن به نام بتی بغدادی استفاده کرد تا برنامههای تبلیغاتی برای دلسرد کردن دشمنانش منتشرکند. عراقی ها فراموش کردند که برای اجرای برنامه عملیات روانی موفق، باید از روانشناسان هوشمندی استفاده کنند که در شناخت انگیزهها و رفتارهای خودآگاه و ناخودآگاه افراد متخصص و در مورد ارزش ها و رسوم فرهنگ های مختلف آگاه باشند. چنین روانشناسانی برای انتخاب مفاهیم متقاعدکننده و تأثیرگذار فرهنگی به منزله قلب تپنده عملیات روانی محسوب میشوند. در یکی از نخستین برنامههای عملیات روانی رادیویی، بتی به سربازان چنین هشدار داد: «زمانی که شما در صحرای عربستان هستید، همسران و دختران شما به هرزگی میپردازند». این مسئله که همسران امریکایی اغوا شدند، بسیار خندهدار است. دستگاه عملیات روانی عراق، تحقیقات مناسبی در مورد فرهنگ امریکا، انجام نداده و در نتیجه در کار خود ناموفق بود.
در عملیات توفان صحرا گروه چهارم عملیات روانی از 71 تیم بلندگوی تاکتیکی در میدان نبرد استفاده کرد. این تیم ها از گروههای هوابرد و فرماندهی نیروهای ویژه وابسته به فرماندهی مرکزی آمریکا حمایت میکردند. تیم های بلندگو برنامههای خاصی را بر اساس فیلم و نوار برای فریب مردم و سربازان عراقی منتشر میکردند. بیشتر بلندگوها برنامههایی به زبان عربی پخش میکردند. همچنین بلندگوها روش جدیدی برای کنترل زندانیان در کمپ اسرا طراحی کردند تا آرامش مورد درخواست رؤسای زندان نظامی را برقرار کنند. جنگ دوم خلیج فارس یکی از بهترین نمونهها از کاربرد بلندگوست. ائتلاف متحدین هم از لحاظ جسمی و هم از نظر روانی، نیروهای عراقی را که در شبه جزیره فاو تنها مانده بودند، تحت فشار قرار داد. تیم عملیات روانی تاکتیکی از گردان نهم جنگ روانی با بالگردهای 17-UH مأموریت داشتند به همراه بالگردهای کبری بر ضد نیروهای عراقی مستقر در شبه جزیره فاو عملیات روانی انجام دهند. پس از استقرار گردان نهم از برج رادیویی پیامی شنیداری به افراد دشمن ارسال شد و روز بعد 1405 نفر عراقی از حمله تعدادی افسر نظامی بدون درگیری خود را به نیروهای متحدین تسلیم کردند.
سئوال این است که تأثیر عملیات روانی در عملیات توفان صحرا چقدر بود؟ سلیب سرخ گزارش داد که حدود 87 هزار سرباز عراقی در حالی که بیشتر آنها اعلامیههایی را در لباس خود پنهان کرده بودند، به نیروهای ائتلاف پیوستند. تمام درگیریها برای تسلیم بدون خونریزی بود. شاید بهترین شاهد برای تأثیر عملیات روانی، گفتههای یک ژنرال عراقی باشد که:
«جنگ روانی بزرگترین تهدید برای روحیه سربازان بود». عملیات روانی در عصر حاضر به طور گسترده به کار گرفته میشود. ما از نمونههای تاریخی متوجه میشویم که عملیات روانی تاکتیکی، عملیاتی استراتژیک و تحکیمی چگونه میتواند تا حد زیادی در کاهش یا تضعیف روحیه دشمن و اثرات جنگ، اشاعه اختلاف بین صفوف دشمن، پشتیبانی از عملیات فریب، تشدید اتحاد بین نیروهای خودی، افزایش همکاری درونی و کاهش اتحاد نیروهای دشمن مؤثر باشد.
در طول سالیان دراز، فرماندهان ارشد نظامی از عملیات روانی بهره بردند، امروز با پیشرفت های علوم رفتاری و ارتباطات، عملیات روانی به منزله یک ابزار استراتژیک مهم قلمداد میشود. برای بسیاری از مردم، عملیات روانی، تصور کنترل دولت بر رسانهها را در ذهن تداعی میکند و به آنها میگوید که تنها آنچه را که دولت میخواهد شما میشنوید. برای برخی دیگر، عملیات روانی، روح هولناک ژوزف گوبلز ـ وزیر تبلیغات هیتلر را زنده میکند که تکنیک دروغ بزرگ را که مترادف با تبلیغات بود به کار برد. هنوز برای بسیاری، واژه عملیات روانی کنترل ذهنی افراد را از طریق ابزارهای پیچیده و شستوشوی مغزی تداعی میکند. واضح است که عملیات روانی مدرن هیچ یک از اینها نیست. همچنین، عملیات روانی شبیه آگهیهای عمومیکه هر روز در رسانههای گروهی یا هر کجا که هستیم با آن مواجه میشویم نیست. معنای ضمنی که مردم در مورد عملیات روانی به کار میبرند باعث میشود تا از درک معنای حقیقی عملیات روانی باز بمانند. هر کسی میداند که اگر محصول خوبی برای فروش نداشته باشد، مردم آن را نخواهند خرید و مهم نیست که چقدر تبلیغ شود، این مسئله، در مورد عملیات روانی نیز صادق است؛ البته، هیچ دلیلی وجود ندارد که ما از عملیات روانی بترسیم. دلایل بسیاری هست که از طریق کارهایی که با عملیات روانی میتوان انجام داد برای آن ارزش قائل شویم. با به کار بردن فنون شنیداری عملیات روانی از طریق ارتباط چهره به چهره میتوان توانایی عملیات روانی را ثابت کرد. باید از میزان آگاهی، اهداف و انگیزههای شنوندگان مورد هدف مطلع بود تا آنها مجبور شوند آن گونه که عملیات روانی میخواهد فکر و عمل کنند. اگر دشمن به ما شلیک کند، ما میتوانیم آن را متقاعد کنیم که از جنگ دست بکشند. اگر آنها از ما بترسند، ما میتوانیم آنها را متقاعد سازیم که خطرناک نیستیم. اگر آنها در حال جنگ با یکدیگر باشند، ما میتوانیم به آنها ارزش اتحاد را نشان دهیم. عملیات روانی از خونریزی بدون دلیل و ویرانی و فقر جلوگیری میکند. بنابراین، عملیات روانی، در واقع یک سلاح انسانی است. امروزه عملیات روانی بخش اساسی فعالیتهای ایدئولوژیک، اقتصادی و سیاسی به کار رفته از سوی دولت برای حفظ اهداف ملی است. مأموریت عملیات روانی ارتش ها، به اقدامات غیرنظامی ارتش، بر اساس نظر فرماندهان متکی است.
سومالی کشوری در شاخ افریقاست که در جنگ سرد، به بلوک شرق وابسته بود. سومالی با فروپاشی شوروی، فرو پاشید و گرفتار جنگهای داخلی شد، سازمان ملل با وقوع جنگهای داخلی و تخریب این کشور، ارسال و توزیع کمکهای بشردوستانه به مردم سومالی را آغاز کرد، اما متوجه شد که توزیع کمکها به دلیل جنگ داخلی بدون بهرهگیری از نیروی نظامی امکانپذیر نیست. به همین دلیل امریکا در ماه دسامبر سال 1992، نیرویی نظامی را در قالب نیروهای حافظ صلح به آن کشور اعزام کرد. یگان عملیات روانی ارتش امریکا همزمان با ورود نیروهای نظامی به سومالی، به انجام عملیات روانی رادیویی با یک ایستگاه 600 واتی اقدام کرد. این رادیو که امریکاییان آن را رادیو امید نامیدند، نخست روی فرکانس 1480 کیلوهرتز و از ماه ژانویه سال 1993، روی موج کوتاه 9540 کیلوهرتز منتشر میشد. از آنجا که چند کشور کمکهای بشردوستانه به سومالی ارایه می کردند، به همین سبب ایستگاه رادیویی مزبور خود را صدای گروه ضربت متحدان معرفی میکرد. با آغاز مرحله دوم عملیات کمکرسانی به سومالی، رادیو امید تحت پوشش سازمان ملل درآمد و نام خود را به رادیو مانتا (رادیو امروز) تغییر داد و بعد از آن، برنامههای خود را روی هر دو فرکانس قبلی 9540 و فرکانس جدید 6170 کیلوهرتز منتشر میکرد. نیروهای عملیات روانی ایتالیا نیز برنامههای تبلیغاتی رادیو مانتا را روی فرکانس 7/89 کیلوهرتز موج اف.ام منتشر میکردند. سرانجام این رادیو با بازگشت نیروهای سازمان ملل به کشورهایشان فعالیت خود را پایان داد.
پس از اشغال کویت توسط عراقیها، مشخص شد که طرح موجود عملیات روانی پاسخگوی سناریوی مورد نیاز در منطقه نیست؛ از همین روی، از فرماندهی مرکزی امریکا درخواست شد تا از طراحان عملیات روانی بیشتری استفاده شود. پیرو این درخواست در تاریخ 11 آگوست 1990 طراحان عملیات روانی گرد هم آمدند تا اقدامات خود را شروع کنند. طی پنج روز، گروه، مفهوم استراتژی عملیات روانی را برای شوارتسکوف خلاصه کردند. آن استراتژی شامل مفاهیم و موضوعاتی همچون مفهوم کلی نبرد، فهرستی از راههای ابتکاری مربوط به عملیات روانی استراتژیک، مخاطبان آماج، اهداف، موضوعات قابل طرح و عوامل بود. روز بعد آن فرماندهی مرکزی، پیامی را به همراه 64 راهکار استراتژیک عملیات روانی برای تصویب رئیس ستاد ارتش ارسال کرد. زمانی که راهکارهای ابتکاری مربوط به سطح استراتژیک به وزارت دفاع رسیدند، مشکلات و اختلاف نظرها بروز کرد. موضوع اصلی این بود که بر اساس عرف رایج، فرمانده منطقه باید چنان دستوراتی را صادر میکرد. زمانی که طرح عملیاتی برای اجرا در ماه بعد ارایه شد، باز هم سئوالات بیشتری مطرح شد. با وجود این ستاد مشترک بلافاصله طرح عملیات روانی ژنرال شوارتسکوف را تصویب کرد.
در 10 سپتامبر طرح اجرایی عملیات روانی، که هاوک مشتعل نام گرفته بود، ضمن بازنگری در فرماندهی مرکزی، در پایان آن ماه مورد تجدید نظر قرار گرفت تا لیستی از اقدامات منفک و اعمال ویژه را نیز در بر گیرد. در 20 سپتامبر، ژنرال شوارتسکوف هاوک مشتعل را مورد تأیید قرار داد و آن را به واشنگتن فرستاد تا هر چه سریعتر به تصویب نهایی برسد و برای اجرا ابلاغ شود. اما، بر خلاف انتظار، طرح به سرعت مورد تصویب قرار نگرفت. گرچه چند سازمان طرح را به سرعت مورد بازنگری قرار دادند، ولی تفاوت دیدگاه پرسنل ستاد ارتش پیرامون روششناسی طرح و تأخیر آن در بازنگری طرح فرآیند تصویب آن را با مشکل و تعلل روبهرو کرد. مثلاً در تاریخ 24 سپتامبر طرح به سرعت وارد اداره رئیس ستاد شد و بلافاصله از آن خارج شد. اما، او (رئیس ستاد) به تشخیص خود طرح را به دو بخش فرعی تقسیم کرد. آن دو طرح فرعی عبارت بودند از طرح سفید (آشکار) که از سوی وزارت دفاع اجرا میشد و طرح سیاه (پنهان) که سازمان سیا آن را انجام میداد. البته تعداد کمی از اقدامات در طرح فرعی پنهان جای میگرفتند. در واقع، بسیاری از اقدامات سیاه شامل انتقال سری پیامهای امریکا بود که از طریق کانالهای دور از دسترس فرماندهی مرکزی نظیر مبارزان کویتی انتقال مییافتند. گروه طرحریزی عملیات روانی، چنان توانی را در سیا باور داشتند؛ به همین سبب، علاقهمند بودند که آن را به عنوان یک سازمان رهبریکننده به کار گیرند. اما در حین فرآیند بازنگری طرح، این تقسیمبندی و تمایز نادیده گرفته شد. به زودی مشخص شد که اقدامات و فعالیتها آنقدر با یکدیگر همپوشی دارند که به سادگی نمیتوان آنها را بین وزارت دفاع و سازمان سیا تقسیم کرد. بسیاری از عملیاتهای سیاه (پنهان) یک یا چند اقدام آشکار داشتند که در طرح، به آنها توجه نشده بود. طرح فرعی مربوط به وزارت دفاع نیز، به ویژه به خاطر آن که تنها حاوی تعداد معدودی از موضوعات اصلی بود، قادر به هماهنگسازی ماهیت مفهوم اولیه طرح عملیات روانی نبود. در 26 سپتامبر رئیس ستاد ارتش و جانشین وزیر دفاع، طرح فرعی وزارت دفاع را تصویب کردند. با وجود این، ابهاماتی پیرامون تبعیت سایر سازمانها از وزارت دفاع پدید آمد؛ به همین سبب، با دیگر فرآیند اجرا و تصویب نهایی طرح با مشکل روبهرو شد. در 12 اکتبر جانشین وزارت دفاع توصیه کرد که معاون وزیر دفاع در مسائل سیاسی مسئولیت سایر اقدامات طرح سفید را بپذیرد. سه هفته بعد، طرح برای بازنگری و تصویب در اختیار وزارت دفاع قرار گرفت. وزیر دفاع طی مدت یک روز طرح را تصویب کرد، اما 14 روز دیگر طول کشید تا طرح از طریق وزارت دفاع برای اجرا ابلاغ شود (منبع قبلی). سرانجام، طرح پس از کش و قوسهای فراوانی تصویب شد و در 12 ژانویه 1991 ـ پنج روز پیش از شروع مرحله جنگ هوایی عملیات طوفان صحرا ـ عملیات روانی آشکار فعالیت خود را در منطقه آغاز کرد. در طول عملیات طوفان صحرا و سپر صحرا وزارت دفاع همچنان مرجع اصلی تصویب فرآورده عملیات روانی بود. آن مرجع از دکترین مصوب عملیات روانی پیروی میکرد. اما فرماندهی مرکزی در عملیات سپر صحرا، مجوز اجرای طرح عملیات روانی را با تأخیر بسیار دریافت کرد؛ تأخیری که نقش در خور توجهی در ناکارآمدی عملیات روانی داشت. اما، این ناکارآمدی تأثیر چندانی در شکست عراق نداشت. چون عملیاتهای طوفان و سپر صحرا موفقیتآمیز بودند.
عملیات روانی در عملیات نیروی متحد نمونه دیگری از پیچیدگی فرآیند تصویب عملیات روانی را به دست میدهد. در اواخر سال 1998، طراحان عملیات روانی در وزارت دفاع و گروه چهارم عملیات روانی آن کشور در ناپل ایتالیا به تهیه یک طرح عملیات روانی دست زدند که در طرح کلی مربوط به عملیات نیروی متحد گنجانده شد. چون فرماندهی آن عملیات را سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) عهدهدار بود، تصویب طرح عملیات روانی آن نیز از سوی مسئولان ناتو ضرورت داشت. این طرح که ابتدا از سوی سرفرماندهی نیروهای متحد مستقر در اروپا تصویب شده بود، برای تأیید نهایی برای فرماندهان عالی ناتو در بروکسل فرستاده شد. مانع نهایی در فرآیند تصویب آن طرح، زمانی برداشته شد که جلسه فرماندهان ناتو طرح را تصویب و آن را برای اجرا ابلاغ کرد. آن طرح، که بین سطوح عملیات روانی استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی تمایزی قائل نشده بود، وزیر دفاع، ژنرال کلارک، را به عنوان مرجع تصویب فرآورده عملیات روانی معرفی میکرد. او نیز این اختیار را به دریاسالار الیس (فرمانده گروه ضربت نیروی متحد) واگذار کرد. پیچیدگی و ماهیت آن عملیات موجب شد تا دریاسالار الیس چند نقش متفاوت را در آن عملیات بر عهده گیرد. او فرمانده عملیات، رئیس ستاد و هم فرمانده کل بود. در اوایل 1999 مأموریت عملیات روانی به منظور پشتیبانی از عملیات هوایی، مأموریتهای خود را آغاز کرد (رابرت وابلر، 2002). در این عملیات، فرآیند تصویب طرح و فرآورده عملیات روانی، بر خلاف دو عملیات طوفان و سپر صحرا، بسیار کوتاهمدت بود. بلافاصله پس از شروع مأموریتهای عملیات روانی، در درون ناتو، انتقاد علیه فرآیند تصویب، اجرا و نشر فرآورده عملیات روانی آغاز شد. اعضای ناتو بر این باور بودند که چون عملیات نیروی متحد یک عملیات مرکب (چند ملیتی) بوده است، میبایست اعضا پیش از انجام عملیات روانی آن را مورد تأیید قرار میدادند. با افزایش اعتراض ژنرال کلارک مجدداً ادعا کرد که تنها در طول سه هفته اول عملیات دریاسالار الیس مرجع تصویب فرآورده عملیات روانی بوده است. در ادامه عملیات، خود کلارک مسئولیت تصویب عملیات روانی را بر عهده گرفت (همان منبع). عملیات نیروی متحد چالشهایی را که عملیات روانی در یک شرایط مشترک با آن روبهرو بود نمایان کرد. در آن عملیات، فشاری که از طرف متحدین بر فرماندهان وارد میشد مسئلهای غیرمعمول نبود. در این عملیات ژنرال کلارک به عنوان جانشین وزارت دفاع به عنوان مرجع تصویب فرآورده عملیات روانی عمل میکرد و چون تصویب عملیات روانی به یک نفر محدود شده بود، فرآیند تصویب به سرعت صورت میگرفت. در واقع، ناتو و امریکا، هر دو فرآوردههای عملیات روانی را برای ژنرال کلارک میفرستادند. اما، همان گونه که انتظار میرفت، ژنرال کلارک، آن فرآوردهها را از طریق کانالهای امریکایی سریعتر دریافت میکرد، چون کانالهای ناتو برای ارسال فرآوردهها، به تأییدهای درونی بیشتری نیاز داشتند، به همین سبب در بسیاری مواقع، ژنرال کلارک پیش از آن که فرآورده ناتو را دریافت کند، فرآورده ارسالی از سوی امریکا را به اجرا میگذاشت (رابرت وابلر، 2002).