در این میان(سال 2011) و مصادف با به اصطلاح بهارعربی، افسران خلع سلاح شده و محروم از حکومت پیشین صدام نیز به داعش پیوستند که همین امر داعش را به صورت چشم گیر تقویت کرد. در این بین و در کنار مقاومت های مسلحانه علیه بشار اسد در سوریه، سازمان تروریستی جبهه النصره به رهبری ابومحمد الجولانی سوری تبار پایه گذاری گردید که در ابتدای امر موفقیت هایی را علیه دولت سوریه به دست آورد و تا سال 2013، جبهه النصره به یکی از قوی ترین گروه های شورشی در سوریه تبدیل شد. این وضعیت، البغدادی را نگران کرد و از جولانی درخواست نمود که به طور رسمی با وی بیعت کند. اما جولانی ضمن امتناء از این امر؛ با ایمن الظواهری رهبر گروه القاعده بیعت کرد(برای ارتقاء خویش). در اینجا بود که اختلافات میان این گروه ها دامنه دار شده ومنجر به گسست رسمی البغدادی از ایمن الظواهری و جولانی گردید. البغدادی آنها را جزء خوارج نامید و نیمی از جنگجویان النصره، جولانی را ترک کردند و به البغدادی پیوستند و رقهّ و شمال شرقی سوریه تحت کنترل البغدادی قرار گرفت و در نتیجه نام گروه را به دولت اسلامی عراق و شامات تغییر دادند. بعدها مخفف این نام به دولت اسلامی لقب یافت. ادعای داعش این است که حیطه آنها جهانی بوده و حدّ و مرز جغرافیایی ندارد.
اهداف غرب: (فصل دوم کتاب)، راه اندازی جنگ و ایجاد ناامنی در خاورمیانه، به ویژه اینکه دولت سوریه به شدت در حال تقویت شدن بود، از اهداف غرب محسوب می شود. این هدف، بدون توجه به وجه غیرانسانی جنایات داعش و با لحاظ صرف منافع نفتی آمریکا و اینکه داعش نباید در منافع نفتی آمریکا خللی ایجاد نماید در اولویت اول توجهات قرار داشته است. چراکه صعود تمدن غرب بدون توجه به نوع دوستی و دیگر خواهی و مبتنی بر پیگیری قاطعانه منافع اقتصادی در پوشش و بهانه انگیزه های خیر خواهانه برای جلب توجه و همراهی و حمایت ملل؛ پیش می رود. چراکه آنها افرادی هستند که در گذشته افراد را به نام مسیحیت و سپس به نام حقوق بشر کشتند. چکیده اهداف غرب در نوشته های نظریه پردازانی چون ساموئل هانتینگتون نهفته است. آنها می گویند: «غرب نه به دلیل برتری ارزش هایش، بلکه به واسطه برتری در استفاده از قدرت و کاربست آن؛ بردنیا تسلط یافته است. به طوری که زورگویی و قساوت غرب، تمام حدّ مرزها را در نوردیده است. ادامه دارد ...