ملاحظه می شود که این روزها عدهای از افراد در سطوح مختلف اعم از اساتید دانشگاه تا رده های پایین جامعه، بسیار خوشبینانه و با تصور ایدهالی از آیندهای مطلوب به توافق هسته ای مینگرند و چنین فکر می کنند که در واقع با توافق هسته ای به طور مسلم مسیر رشد و پویایی برای ایران اسلامی هموار خواهد شد و یا این توافق منجر خواهد شد که کشور ج.ا.ا چنین مسیری را طی بنماید. با فرض صداقت این قبیل افراد و گروه ها؛ بایستی به صراحت اظهار داشت که چنین نگرشی اشتباه و خطای راهبردی محض است. چرا که در هر توافقی به طور معمول طرفین در ازای منافع و ارزشهایی که از دست می دهند؛ مزایا و امکاناتی را به دست میآورند.
اگر دقت کنیم به همین انگیزه بود که حضرت امام(ره)؛ پذیرش قطعنامه 598 را به نوشیدن جام زهر تشبیه کردند. پس روی همین انگیزه است که امروز شادی ما در رابطه با توافق هسته ای؛ بایستی به اندازه غم و حسرت آمریکا(واقعی و نه تبلیغی آن) از این توافق باشد که تشخیص آن هم کاری مهم و درخور دقت است.
اما درباره وضعیت پیش آمده یعنی توافق بر موضوع مذاکرات هسته ای که در حقیقت حاصل تلاش شبانه روزی 23 ماهه گروهی از نخبگان کشور بوده، بایستی تعمق بیشتری کرد که مبادا حسب رابطه ای که در بالا به آن اشاره شد؛ نه تنها در آینده موج دستاوردهای آمریکا از این مذاکره و به تدریج – همانطور که شیوه و فطرت عملکرد استکباری آمریکا بر این روش بنا نهاده شده است- حرکت و پویایی کشور ما را زمینگیر بنماید، بلکه خدای ناکرده جریانات تاریخی استثماری گذشته نیز تکرار گردد.
شایسته است با این نگاه؛ راهبرد آمریکا را از این مذاکره مرور بنماییم؛ چراکه عملکرد آمریکا مطابق با راهبرد از پیش طراحی شده است.
آمریکا از سال 2001 میلادی، سناریوهای مختلفی را علیه نظام جمهوری اسلامی ایران(سناریو "پلیس خوب و پلیس بد"، "چماق و هویج"، "فروپاشی از درون" و...)، به اجرا گذاشته است، ولی با شکست مواجه گردیده است. یکی از این سناریوها، استراتژی مذاکره با ایران بود که اولین بار در سال 2010 به صورت جدی مطرح گردید. طبق مستندی، در همین سال؛ سناریو مذاکره و توافق با نظام جمهوری اسلامی ایران از این طریق، مشروط بر اتخاذ راهکارهایی از سوی آمریکاست که ایران در سالهای آتی مسیر ترقی و پیشرفت را به گونه ای طی نکند که برای به اصطلاح امنیت و منافع آمریکا در آینده مشکلساز باشد. به عبارت واضحتر کشور ایران با تدابیری ضعیف نگه داشته شود.
در رابطه با دستاوردهای توافق هستهای مبتنی بر محاسن و معایب آن که تداعیگر راهبرد فوق است، بایستی اظهار داشت، مزایای نسبی و دستاوردهای این مذاکره از قبیل تنشزدایی به ویژّه در حوزه اقتصاد و سیاست و افزایش قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی ایران و از بین رفتن بسیاری از بهانه های تبلیغی سوء المپریالیسم و...برای همگان مبرهن است و جای تقدیر و تشکر از رئیس محترم جمهور کشور عزیزمان و اعضای تیم مذاکره کننده دارد. اما در اینجا مثبتگرایان نسبت به فرایند توافق هستهای؛ ضمن قبول دوطرفه بودن منافع و مضرات توافقات انجام شده؛ تاکید دارند که بایستی قسمت خالی و پر لیوان را باهم دید.
اما با نگاه موشکافانه و از منظر استراتژی یاد شده آمریکا به مفاد توافقنامه؛ قاطعانه می توان اظهار داشت که این توافقنامه در صورت عدم رفع نقاط ضعف موجود در آن؛ به مرور زمان و با فرصت سازی برای آمریکا در راستای استراتژی ضعیف نگه داشتن ایران؛ تحلیل و تضعیف قوای دفاعی و نظامی و حتی اقتصادی ایران، را به دنبال خواهد داشت. در نتیجه هیچ بعید نیست که عمل به مفاد این توافقنامه از ایران در آینده کشوری تابع و غیر مستقلی بسازد و در این شرایط است که قدرت های استکباری و اسرائیل تا مرز حمله نظامی نیز پیش خواهند رفت. از اینروست که در ذیل به برخی نقاط ضعف و فرصت ساز برای آمریکا علیه ایران از طریق مفاد توافقنامه هستهای اشاره می گردد: چراکه این مفاد کاملا در راستای ضد تامین امنیت ملی ج.ا.ا. اسلامی از سوی آمریکا استفاده خواهد شد.
1) مشمول تحریم شدن موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی ایران (بر اساس پاراگراف 3 بند بی) این در شرایطی است که در پیش نویس و بیانیه این توافقنامه؛ جمهوری اسلامی ایران برای چند سالی از تعاملات و تبادلات سلاح های متعارف نیز منع شده است.
2) در هیچ شرایطی زمینه تحلیل و تضعیف رشد و شکوفایی علمی ج.ا.ا در عرصه های مختلف فراهم نگردد(چون به نظر میرسد این موضوع نیز مشروط بیان شده است که خود قابل تامل است).
3) امپریالیسم طبق یکی از مفاد قطعنامه(بند 7) به خود اجازه داده است تا از حمل کالاهای بینالمللی به ایران بازرسی بنماید؛ به طورمسلم باید گفت: چه استقلال و آزادی را در قبال چنین مفادی میشود متصور گردید.
4) مسایل فوق در کنار برچیدگی فعالیت های هستهای مطابق با منویات آمریکا که خود نیز به منزله سرکشیدن جام زهر است؛ برای هراندیشمند و محاسبهگر دقیق با توجه به ماهیت گرگ و میشی استکبار جهانی آمریکا؛ بسیار قابل تامل است
5) ضمن اینکه نباید فراموش کرد و این واقعیت را پذیرفت که نبض مبادی حقوق بین الملل و کلیه مراجعی که میتوان در آینده به تخلفات ارجاع شده رسیدگی نماید، در دست آمریکایی خواهد بود که به هیچ قائدهای بجز تامین منافع حتی نامشروع خویش نیست. به طور مثال؛ در تاریخ 26/4/1394 سخنگوی کاخ سفید آقای ارنست جاش اعلام کرد که «مقابله با ایران راحتتر شد، بازرسی ها به آمریکا اجازه خواهند داد تا در صورت نیاز به اقدام نظامی، با اطلاعات بیشتری دست به حمله علیه ایران بزنیم». در همین رابطه باید افزود؛ دهها دلیل و شواهد دیگر وجود دارند که آمریکا به دنبال همان استراتژی یاد شده یعنی ایجاد فرصت برای خویش از طریق توافقنامه در راستای ضعیف نگه داشتن ایران در ابعاد و حوزه های مختلف است.
راهکار این است که بایستی ضمن برخورداری از نصفه پر لیوان، بایستی:
1) از همین حالا؛ از زمینه ها و خلاءهایی که طبق توافقنامه برای آمریکا در راستای اهداف یادشده ایجاد فرصت می نماید؛ پیشگیری گردد.
2) در آینده نیز بایستی در خصوص جبران و فرصت سازی در خصوص نیمه خالی لیوان، به شدت و پیوسته هواسمان جمع شود. در غیر این صورت دشمن مترصد ضربه است.
والسلام علیکم